تاریخ: دسامبر 27th, 2009
The Princess and the Frog افتتاحيه نمايش انیمیشن جدید والت ديسني با نام پرنسس و غورباقه شبيه يه دوش خنک بعد از يه روز گرم است.اين همان چيزي است که روزگاري مورد پسند انيميشن کلاسيک بود!سه بعدی نبودن!بدون لنزها ي فيلتر!بدون آشفتگي هاي عصبي در صحنه هاي اکشن بيخود!پرسود!يک داستان!شخصيتها و طرح ريزي!
اين فيلم در زمان و مکان خاصي تنظيم شده است.و از انيميشن هايي که با عشق و علاقه ؛ و توسط دست کشيده شده و با سرعت انسان به حرکت در آمده است (آرامش معنايي) استفاده ميکند.به جاي آنکه از روشهاي ساده ساز عجيب و غريب استفاده کند.دلم ميخواد اينجا بايستم تا اين دوش روي سرم آب بريزه. اين فيلم که خيلي هم شيرين و سر گرم کننده است شايسته اين افتتاحيه اندک نيست. داستان بيشتر در يک جامعه آمريکايي-آفريقايي و در شهر نيو ارلينز اتفاق مي افتد نيش دار ترين شهر براي آمريکايي ها قبل و بعد از دوران جنگ جهاني اول. همه اين مسايل در اين فضاي انيميشني نشان داده ميشود.با صداهاي جذاب؛اما ترانه هاي رندي نيو من —نميدونم به نظر شما يه جورايي دست رندي نيومن رو رونميکنه؟ و عدم وجود شماره هاي موزيکال خيلي آشکار است.که حتي بيننده گان کم سن و سال ترهم ميفهمند. اين داستان را قبلا هم شنيديد.يه پرنسس يه قرباغه رو ميبوسه و اون تبديل به يک شاهزاده زيبا و خوش تيپ ميشه.اما اگه خود پرنسس هم تبديل به يه قورباغه بشه چي؟ آنها گرفتار طلسمي ميشوند که جادوگر سياه بد ذات دکتر مشکل گشا _دکتر فسيلير-(کيت ديويد)آن ورد را خوانده است.اما زندگي در مرداب توسط دو دوست جان و جلا ميگيرد،لوييس(ميشل لئون وولي)تمساحي که ساکسيفون به سبک جاز ميزنه،و ري (جيم کومينگز)کرم شب تابي که در شکاف چوب کراکت جا ميشه. شايان ذکر است که اولين اثر انيميشني والت ديسني است که که از زمان فیلم آواز جنوب (1964) از کاراکترهاي آمريکايي- آفریقايي استفاده شده است. واگر استديو اين فيلم را در قالب دي وي دي منتشر نکند,که يعني مظلوم ترين فيلم تا کنون. اگرچه تمام شخصيتهاي اصلي فيلم سياه پوست هستند(به جز مرد ثروتمند بيگ ددي و پرنس که نژاد نا مشخصي دارند. پرنسس و قورباغه خاطرات دوران طلايي والت ديسني را القا ميکنداما همانطور که گفتم نه آنطور که شايسته است.اما اين فيلم لذت بخشي است و خيلي با روح و با احساس, و ميتوان اجازه داد بچه ها بدون خطرات بصري آن را مشاهده کنند. Related posts:
نقدی بر انیمیشن The Princess and the Frog
نویسنده راجر ایبرت
مترجم محسن
اما نشان دهنده اين موضوع است که والت ديسني هنوز هم انيميشن ساز هاي اين سبک را حمايت مي کند.آن هم در عصري که اين همه فيلمهاي انيميشن مثل ساندويچ توی خيابونها فقط خاطره اي از آبگوشت خونگي مادر را زنده ميکنند.
به نظر من حداقل بچه هاي بيچاره از اين به بعد احساس نخواهند کرد که با هجوم اطلاعات به ذهنشان له ميشوند.فيلم روي پرده دو بعدي اجرا ميشود و بين تماشاچيان نمي آيد اما چنان تکان دهنده است که مجبور ميشويد آن را دوست بداريد.
در اين فيلم با دختر جواني به نام تيانا آشنا ميشويم که توسط مادرش اودورا نگهداري ميشود(صداي اپرا وينفري)و پدرش جيم (ترنس هاوارد).مادر يک خياط است و پدر صاحب پرکار يک رستوران است که آبگوشت خيلي قوي با باميه درست ميکنه.
او به ارتش ملحق ميشود و هرگز باز نميگردد.براي تيانا در بزرگسالي(آنيکا نوني رز)زندگي يعني نبرد.اما او سفت و سخت روياي باز گشايي رستوران پدر را در سر دارد و سرو کردن همان آبگوشت پدرش با کمي سس قرمز بيشتر.
(مزه فيلم رفت، همين طور هم ميشه)
پس حالا تيانا و پرنس مالونيا(برونو کامپوس) هر دو دوزيست شدند.،اما البته احساسات قبلي خود روحفظ ميکنند و کارهاي قورباغه ها رو انجام نميدهند به غير از قور قور کردن و خوردن مگس.
آنها به دنبال مادر ادي اسرار آميز(جنيفر لوييس) ميگردند.که ممکن است قدرت غلبه بر دکتر مشکل گشا را داشته باشه،و حالا پرنسس تيانا و پرنس ناوين چطوري به زندگي بر ميگردند و آبگوشت معروف رو ميپزند رو بايد خودتون ببينيد.
نژاد در اين فيلم نقش مهمي ندارند چرا که ديسني با مهارت تمام از زير همه واقعيت هاي مربوط به يک دختر فقير در نيو اورلون در حدود سالهاي 1920 ،طفره ميرود. همانطور که من انتظار داشتم.
موضوع: نقد فیلم